س : چه مدت است که شعر می سرائید؟

ج :‌آغاز آشنائی ام با شعر به خاطر نمی آورم، شاید بر میگیردد به سروده های دوران کودکی (‌قوقو بر گ چنار... کفتر ها شیشته قطار.) و یا شاید هم به دورتر ها به لالائی های مادرم (الله الله الا شی ....مرهم دل ما شی.) ولی با شعر اُنس وعشقی دیرینه دارم از صنف دوم  مکتب با خط آشنا شدم و هرجا که شعر می دیدم دست و پا شکسته می خواندم و حفظ میکردم تا اینکه طالبان  نه نتها دروازه های مکتب را بلکه دروازه های خانه را نیز بروی مان بستند و من ماندم تنهایی و انبوهی از محرومیت ها در خانه کمتر کسی بود که قلم پیدا شود ولی من همچنان کاغذ و قلم را مثل اشیا گرانبها در بین وسایل شخصی ام حفظ میکردم با آنکه مرحوم پدرم اهل مطالعه بود ولی در خانه مان به جز چند کتاب شعر بیشتر پیدا نمیشد (حافظ، خلیل الله خلیلی، و کتابی بنام گنج غزل) اکثر اوقات یکی از این کتابها به دستم بود نمیدانم چندبار خواندم ولی میدانم که تا حال اکثر شعر هایشان را حفظ دارم و گاهی دزدکی چیزهای مینوشتم که نمیدانم چی بخوانمشان هرچه بود اولین جوانه های اندیشه و احساسم بود تا اینکه سال 80 بعداز اسارت در خانه به رهایی رسیدم و به انجمن ادبی راه پیدا کردم.

خداوند عمر طولانی بدهد جناب استاد رجائی را که با اولین شعرهایم مرا شاعر خواند و تشویقم فرمودند.

س : چه تعریفی از شعر دارید؟

ج: از آنجاکه شعر جزو پدیده های تعریف ناشدنی است ولی برداشت من از شعر اینست( شعر پیوندیست بین معنویات و مادیات یا شعر تصویر معنویات است در رنگ مادیات وبرای من شعر زنده گی است شعر برایم باور هستی من است،‌چنانکه دکارت میگوید : می اندیشم پس هستم، من اگر بسرایم هستم اگر نه نیستم .

س : تحصیل در دانشکده ادبیات آیا تآثیر بر روی سرایش شعر شما گذاشته یا خیر؟

ج : بلی من تا قبل ازینکه دانشجو باشم خیلی بیشتر می نوشتم ولی حالا... نمیدانم این چیز مثبت است یا منفی وقتی می نویسم خودم قبول ندارم و مرا ارضا نمیکند بعداز سرودن معمولاً آدم احساس سبکی میکندولی من حالا وقتی می نویسم بیشتر احساس خفگی میکنم وبغضی سنگین راه گلویم را میگیرد نمیدانم این مرحله خوبست یا بد ولی خدا کند یک روز پایان یابد.

س: احساس میکنم مدتی ایست کم کار شدید نظر شما چیست؟

ج:چنانکه در سوال بیشتر اشاره کردم بلی یکی از علت ها همان بود که گفتم و دیگر شاید به دلیل مشغله های ذهنی و زنده گی ایست حجم درس ها مشکلات خانه داری و بچه داری و...
س: چرا عاشقانه می سرائید؟

ج: مولفه اصلی شعر مرا عشق و عاطفه تشکیل میدهد،‌همچنانکه شعر فارسی مان از همین رشته بافته شده نمیدانم شاید اثر پذیری از همین فرهنگ فارسی و رسم ورواج شاعری و یا شاید به خاطر عاطفی احساسی بودن آن ولی من کم وبیش شعرهای اجتماعی نیز دارم.

س: در مورد اولین کتابتان بگوئید؟

ج: بوی خواب اولین مجوعه شخصی من است که مدتی است به چاپ رسیده این کتاب از مدت ها پیش آماده چاپ بود ‌ تا اینکه به لطف انتشارات فدائی و مهربانی جناب محمد آصف رحمانی به چاپ رسید به همین دلیل این شعر ها بیشتر مربوط به سالهای 80 تا 86 است و فعلاً مجوعه دیگری نیز در دست دارم تا ببینم چه وقت توفیق چاپ را پیدا میکند.

س: و اما جای خالی برای نگفته های شما؟

ج: تمام شعر هایم حرف های نگفته من است که یکی را تقدیم شما میکنم.

/ 1 نظر / 33 بازدید